5 روش در یادگیری زبان دوم

پنج نظریه ی استفن کرشن در مورد یادگیری زبان دوم

اگر به زبان و زبان شناسی علاقه دارید این مقاله را بخوانید.

زبان شناسی چیست؟ زبان شناسی مطالعه ی علمی در مورد زبان است که تحلیل قواعد زبان، معنای زبان و موقعیتی که زبان در آن شکل می گیرد را شامل می شود. به عبارت دیگر زبان شناسی پژوهش و مطالعه در این مورد است که زبان چگونه شکل می گیرد و چگونه عمل می کند؟

فردی که زبان شناسی می خواند را زبان شناس می گویند. لازم نیست زبان شناس زبان های مختلف را یاد بگیرد چون او بیشتر به یادگیری ساختارهای زبان علاقه دارد. نوآم چامسکی و دکتر استفن کرشن دو تن از مشهورترین زبان شناسان دنیا هستند.

دکتر استفن. د.کرشن باعث شده است که پژوهش ها در زمینه های اکتساب زبان دوم، تحصیل دوزبانه و پژوهش های مربوط به خواندن پیشرفت کند.

او بر این باور است که اکتساب زبان به تعاملی هدفمند با زبان مقصد یا زبان مورد نظر نیاز دارد.
دکتر کرشن هم چنین پنج نظریه را برای اکتساب زبان دوم مطرح کرده است که در حوزه ی تدریس و پژوهش راجع به زبان دوم بسیار مفید بودند.
بیایید به این نظریه ها نگاهی بیندازیم. کسی چه می داند شاید در سفر یادگیری خود از یکی یا همه ی این نظریات استفاده کردید!

  • نظریه ی اکتساب و یادگیری

این نظریه بیان می کند که بین اکتساب زبان و یادگیری زبان تفاوت وجود دارد. زبان آموز در اکتساب زبان به صورت ناخودآگاه زبان را یاد می گیرد. اکتساب بسیار شبیه وقتی است که کودک اولین زبان خود را یاد می گیرد. از سوی دیگر یادگیری زبان وقتی اتفاق می افتد که زبان آموز به صورت خودآگاه در حال کشف و یادگیری قواعد و ساختارهای گرامری زبان مورد نظر است.

  •  نظریه ی نظارت یا مانیتور

در این نظریه بیان می شود که زبان آموز به جای یادگیری معنا، آگاهانه در حال یادگیری قواعد گرامری و کارکردهای زبان است. این نظریه بیشتر بر درستی زبان تمرکز می کند. برای استفاده ی درست از این نظریه سه استاندارد باید رعایت شوند:

  • فرد اکتساب کننده ی زبان باید قواعد زبان را بشناسد.
  • فرد اکتساب کننده ی زبان باید بر فرم یا شکل دقیق زبان تمرکز کند.
  • فرد اکتساب کننده ی زبان باید وقتی را برای مرور و استفاده از قواعد زبان کنار بگذارد. اگرچه دشوار است چون در مکالمات عادی به اندازه ی کافی زمان نیست تا از درستی زبان اطمینان حاصل شود.

نظریه نظم طبیعی

این نظریه براساس این یافته است که زبان آموزان ساختارهای گرامری را به گونه ای ثابت و جهانی یاد می گیرند. برای این نوع یادگیری نوعی پیش بینی پذیری وجود دارد که شبیه شیوه ای است که گوینده زبان اول خود را یاد می گیرد.

نظریه ورودی

این نظریه بیشتر بر اکتساب زبان دوم تمرکز می کند. این نظریه بیشتر از یادگیری به اکتساب زبان توجه می کند.
به علاوه این نظریه می گوید که زبان آموز زبان را به صورت طبیعی یاد خواهد گرفت اگر هرچه زودتر اطلاعاتی جالب و سرگرم کننده را دریافت کند.

نظریه فیلتر عاطفی

در این نظریه اکتساب زبان تحت تأثیر عوامل عاطفی یا احساسی قرار می گیرد. اگر فیلتر عاطفی زیاد باشد احتمال کمتری وجود دارد که زبان آموز زبان را یاد بگیرد. بنابراین محیط یادگیری باید برای زبان آموز مثبت و فارغ از استرس باشد تا زبان آموز پذیرای اطلاعات ورودی باشد.
اکتساب زبان فرآیندی ناخودآگاه یا نیمه هوشیار است. معمولا اکتساب کنندگان زبان آگاه هستند که دارند از زبان برای ارتباط استفاده می کنند اما نمی دانند که در حال اکتساب زبان هستند.

اکتساب کنندگان زبان هم چنین از قواعد زبانی که دارند یاد می گیرند ناآگاه هستند. در عوض اکتساب کنندگان زبان وقتی جمله ای به نظر درست می آید آن را درست می پندارند. عجیب است نه؟ اما این هم جالب است.

اکتساب زبان روندی خسته کننده است. مثل کار روزمره می ماند یعنی همان بازی این که امروز یاد بگیرم یا به فردا بیندازمش و کار دیگری انجام دهم؟

اما به نظرتان نظریه های اکتساب زبان دکتر کرشن روی یک مسئله تمرکز دارند این طور فکر نمی کنید؟

یادگیری زبان باید سرگرم کننده باشد و به طور طبیعی رخ دهد. سعی کنید به فعالیت های مفید مشغول شوید مثل خواندن داستان های مهیج یا جالب و مقالات خبری مرتبط و حتی صحبت با دوستان و خانواده به زبان مورد نظر. برای فهمیدن فعالیت های جالب و آسان جلوی خود را نگیرید و آرام آرام روند اکتساب زبان مورد نظر خود را شروع خواهید کرد!

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.