مروری بر تاریخچه آموزش زبان انگلیسی

مقدمه

رویکرد آموزش زبان انگلیسی به‌طور خاص در طول قرن بیستم دستخوش تغییرات شگرفی شد. درحالی‌که روش‌شناسی تدریس ریاضی یا فیزیک، کم‌وبیش ثابت مانده، در مورد آموزش زبان انگلیسی عکس این مورد صدق می‌کند. در این مقاله کوتاه، نقاط عطف آموزش زبان به‌ صورت اختصار  پرداخته خواهد شد.

روش کلاسیک

در دنیای غرب و در قرن‌های 17، 18 و 19، یادگیری زبان‌های خارجی با یادگیری زبان‌های لاتین و یونانی عجین شده بود. در آن زمان، تمرکز بر قواعد دستوری، ساختارهای نحوی، همراه با حفظ کردن واژگان و ترجمه متون ادبی از اهمیت حیاتی برخوردار بود. هیچ شرطی برای استفاده شفاهی از زبان‌های موردمطالعه وجود نداشت.

به‌هرحال لاتین و یونانی هر دو نه برای برقراری ارتباط شفاهی، بلکه به‌منظور «علمی‌شدن» سخنرانی آموزش داده می‌شد. در اواخر قرن نوزدهم، روش کلاسیک به‌عنوان Grammar Translation Method نام‌برده شد که کمی فراتر از بینش در مورد قواعد دستوری مربوط به فرآیند ترجمه از زبان دوم به زبان مادری ارائه می‌کرد.

Grammar Translation Method هنوز هم یکی از محبوب‌ترین و مورد پسندترین روش های آموزش زبان (مخصوصا تو ایران و دهه شصت و هفتاد وهشتاد) است. با نگاهی به گذشته، می‌توان گفت که نقش این روش در یادگیری زبان محدود بوده است، زیرا زبان را به‌عنوان یک «بدنه جداشده» و متشکل از اسم‌ها، صفت‌ها و حروف اضافه در نظر می‌گرفت، و هیچ کاری برای افزایش توانایی ارتباطی دانش‌آموز انجام نمی‌داد.

گوین و برلیتز -The Direct Method

دو دهه آخر قرن نوزدهم عصر جدیدی در آموزش زبان بود. فرانسوا گوین در کتاب هنر یادگیری و مطالعه زبان‌های خارجی (1880) تجربیات “هنجار آمیز” خود از یادگیری آلمانی را توصیف کرد، تجربیاتی که به او کمک کرد تا بینشی جدید در مورد پیچیدگی‌های آموزش و یادگیری زبان پیدا کند. او که به مدت یک سال در هامبورگ زندگی می‌کرد، به‌جای صحبت با اهالی آن منطقه، سعی کرد با حفظ یک کتاب دستور زبان آلمانی و فهرستی از 248 فعل نامنظم آلمانی به زبان آلمانی تسلط یابد.

او با خوشحالی از اعتمادبه‌نفسی که بر مبنای پایه‌گذاری دستور زبان آلمانی به او می‌داد، به‌سرعت به دانشگاه رفت تا دانش خود را بیازماید. فایده‌ای نداشت. یک کلمه هم نمی‌توانست بفهمد! پس از شکست، تصمیم گرفت ریشه‌های آلمانی را حفظ کند، اما موفقیتی نداشت. او تا آنجا پیش رفت که کتاب‌ها را حفظ کرد، گوته و شیلر را ترجمه کرد و 30000 کلمه فرهنگ لغت را حفظ کرد، اما با شکست مواجه شد.

گوئن پس از بازگشت به فرانسه متوجه شد که برادرزاده سه‌ساله‌اش توانسته است به زبان فرانسوی مسلط شود، واقعیتی که او را وادار کرد فکر کند که آن کودک، راز یادگیری زبان را در اختیار دارد؛ بنابراین، او شروع به ارزیابی برادرزاده خود کرد و به این نتیجه رسید (که یک قرن قبل از او محقق دیگری به آن رسید!) که یادگیری زبان عبارت است از تبدیل ادراکات به مفاهیم و سپس استفاده از زبان برای نمایش این مفاهیم. او با مجهز شدن به این دانش، یک روش آموزشی را بر اساس این بینش‌ها ابداع کرد. او به‌طور مستقیم “مجموعه‌ای” از جملات مرتبط را به زبان آموزان آموزش می‌داد که به‌راحتی قابل‌درک هستند. برای مثال،

دستم را دراز می‌کنم. دستگیره را می‌گیرم. دستگیره را می‌چرخانم. من در را باز می‌کنم. در را می‌کشم.

بااین‌وجود، عمر این رویکرد برای یادگیری زبان کوتاه بود و تنها یک نسل بعد، این روش جای خود را به روش مستقیم، ارائه‌شده توسط چارلز برلیتز داد. اصل اساسی روش برلیتز این بود که یادگیری زبان دوم مشابه یادگیری زبان اول است. به‌طور خلاصه، اصول روش مستقیم به شرح زیر بود:

  • آموزش زبان در کلاس درس باید به زبان مقصد انجام شود
  • رویکرد استقرایی به دستور زبان وجود داشت
  • فقط واژگان روزمره آموزش داده شود
  • واژگان مشخص از طریق تصاویر و اشیاء آموزش داده می‌شد، درحالی‌که واژگان انتزاعی با تداعی ایده‌ها آموزش داده می‌شد.

روش مستقیم در پایان قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم از محبوبیت زیادی برخوردار بود، اما استفاده از آن، عمدتاً به دلیل محدودیت بودجه، زمان و اندازه کلاس درس، دشوار بود. بااین‌حال، پس از یک دوره افول، این روش احیاشده است و منجر به ظهور روش Audiolingual Method شد.

Audiolingual Method

شروع جنگ جهانی دوم نیاز آمریکایی‌ها به یادگیری مهارت شفاهی برای ارتباط با زبان متحدان و دشمنان خود را تشدید کرد. برای این منظور، بخش‌هایی از Direct method به‌منظور شکل‌گیری و پشتیبانی از این روش جدید که از آن به‌عنوان «Army Method» نیز نام‌برده می‌شود استفاده شد.

روش Audiolingual Method مبتنی بر نظریه زبان‌شناختی و روان‌شناختی بود و یکی از مقدمات اصلی آن، تحلیل علمی توصیفی طیف وسیعی از زبان‌ها بود.

 نکات زیر ویژگی‌های روش را خلاصه می‌کند:

  • وابستگی به تقلید و به خاطر سپردن عبارات مجموعه
  • آموزش الگوهای ساختاری با استفاده از دریل‌های تکراری
  • بدون توضیح گرامری
  • یادگیری واژگان تخصصی
  • استفاده از نوارها و وسایل کمک بصری
  • تمرکز بر روی تلفظ
  • تقویت فوری تولید پاسخ‌های صحیح

روش‌های “Designer” دهه 1970

انقلاب چامسکی در زبان‌شناسی توجه زبان شناسان و معلمان زبان را به “ساختار عمیق ” زبان جلب کرد و روانشناسان ماهیت عاطفی و بین فردی یادگیری را در نظر گرفتند. درنتیجه، روش‌های جدیدی پیشنهاد شد که سعی می‌کرد از اهمیت عوامل روان‌شناختی در یادگیری زبان استفاده کند. نمونه‌ای این روش‌ها عبارت‌اند از:

Suggestopedia

لوزانوف (1979) معتقد بود که ما بسیار بیشتر از آنچه فکر می‌کنیم قادر به یادگیری هستیم. او با تکیه‌بر تحقیقات روان‌شناختی در مورد یوگا و ادراک فراحسی، روشی را برای یادگیری ارائه کرد که از آرامش به‌عنوان وسیله‌ای برای حفظ دانش و مطالب جدید استفاده می‌کرد. منطقی است که موسیقی نقشی اساسی درروش او داشت. لوزانوف و پیروانش سعی کردند واژگان، خوانش ها، نقش‌آفرینی و نمایش را با موسیقی کلاسیک در پس‌زمینه و دانش‌آموزانی که در صندلی‌های راحت نشسته بودند ارائه دهند. به‌این‌ترتیب دانش آموزان «پیشنهاد پذیر» شدند.

آموزش مبتنی بر استراتژی

کار O’Malley و Chamot (1990) و دیگران قبل و بعد از آن‌ها، بر اهمیت آگاهی از سبک و توسعه استراتژی در تضمین تسلط بر یک‌زبان خارجی تأکید داشت. در این راستا، بسیاری از کتاب‌های درسی و کل برنامه‌های درسی دستورالعمل‌هایی را در مورد ساخت فعالیت‌های استراتژی سازی ارائه کردند.

این توصیه‌ها و دستورات می‌توانند یادگیرندگان را نسبت به اهمیت دستیابی به خودمحوری در آموزش زبان ترغیب کند؛ یعنی مسئولیت یادگیری خود را بر عهده بگیرند و از معلم انتظار نداشته باشند که همه‌چیز را به آن‌ها آموزش دهد.

Communicative Language Teaching

نیاز به ارتباط بی‌وقفه بوده و منجر به ظهور روش Communicative Language Teaching شد. با تعریف و بازتعریف ساختار ارتباطی؛ با کاوش در مجموعه وسیعی از کارکردهای زبان که زبان آموزان قرار است قادر به انجام آن باشند و با بررسی ماهیت سبک‌ها و ارتباطات غیرکلامی، معلمان و محققان اکنون برای آموزش بر مبنای ارتباطات به سمتی قدم برداشتند که آموزش زبان از طریق ارتباط واقعی شکل می‌گیرد و نه صرفاً نظریه‌پردازی در مورد آن.

در این مقطع باید گفت که آموزش زبان ارتباطی یک روش نیست. این رویکردی است که از مرزهای روش‌های عینی و به‌طور هم‌زمان تکنیک‌ها فراتر می‌رود.

مروری بر نکات اساسی این رویکرد:

  • بر تمام مؤلفه‌های شایستگی ارتباطی تمرکز کنید، نه‌فقط بر شایستگی دستوری یا زبانی. درگیر کردن زبان آموزان در استفاده عملی و کاربردی از زبان برای اهداف معنادار
  • استفاده از زبان در ساختارهای متعدد و متنوع

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *